محمد حسن خان اعتماد السلطنه

638

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

دنبالهء حاشيه از صفحهء قبل

--> گماشتگان خود را به خانهء خود كه حصنى محكم و بنيانى مستحكم داشت كشانده و آن روز را تا شام رسانيده و در ظلمت شب به قلعه‌هاى قريهء قطره دو اسبه دوانده و از اين مهلكه توسن سلامتى را برجهانده . يكباره سيد و تبعهء آن استيلاء يافته [ و حصن مذكور را بدست آورده ] و از اين رهگذر ماهى دلها بشست برآمد . بعد از ظهور استيلاء و آن همه ريزش خون به مير غضبى و جلادى شيخا نام دوازده نفر را امر به گردن زدن نمود . چنانچه ترس و خوف تمام و بيم و وحشت مالا كلام در قلوب مردم راه يافته كه از هستى و عيال و حب فرزند و مال رو بر تافته و به مصداق يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه الى آخره ظاهر نمود . چنانچه سلسلهء سادات كه باعث قوام و بودنشان سبب زيست خاص و عام در اين بلد مىبود از بيم جان قوهء تاب و توان نياورده از مرحلهء پرستيز و ورطهء خونريز گريز را اختيار و تا بلوك شهر بابك فرار نموده قريب پنجاه روز اشراف و بزرگان ايشان نشاط انوار دلهاشان استفاضهء فيض كمالات صورى و معنوى آن طايفه مىبود . به حدى خوف و خشيت و بيم و وحشت از اين طايفه در قلوب عباد الله راه يافته كه چندين تن زهره را باخته و قالب را تهى ساخته . چون حكايت طغيان و فساد ايشان كماينبغى جلوه‌گر پيشگاه حضور نواب اشراف امجد و الانصرت الدوله حكمران مملكت فارس گرديد كه فتنهء اين طايفه در نيريز بدين حد رسيد سوارى به سردارى مقرب - الخاقان مهر على خان شجاع الملك و سربازى به سرتيپى مصطفى قلى خان قره‌گزلو امير خمسه و بعضى صاحبمنصبان حسب الفرمان وارد آن مكان و به‌سمت قلعهء مذكور نصب خيام و مضرب اردوى با احتشام شد و خان سابق البيان نيز از قلعهء قريهء مذكور خود را ملحق و به شرف ادراك خدمت سرداران موفق گرديد و تدارك قتال و اسباب و آلات جدال و توپ و تفنگ و ضروريات جنگ آراسته ديد . سيد مذكور از زيادتى غرور و اعتماد به قوت و زور خود سر شب به عزم شبيخون مصمم و با تفنگچيان محله قرار را باهم‌چنين دادند كه از يك‌طرف اردوى تفنگچى محله و از طرفى جمعيت قلعه يكباره خود را بر اردو زنند و آنها را از ميان بركنند . بىمحابا و متهورانه چون پروانه خود را بشعلهء توپهاى آتشبار زدند . . . ( بر اثر كوبيدن ميخ چند كلمه خوانده نشد ) چون شمع‌آسا در محفل بيقرارى سوختند و متاع جان را ارزان در اين گرم‌بازار فروختند . خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام * همه ناكامى اما عين هر كام در شبيخون شب اول آخر عمر چهل نفر از پيش‌جنگان از آن طايفه كشته شد و در شبيخون كرت ثانى جمعى ديگر به معرض تلف و پى رفتگان سلف شدند . چون امر مقاتله از جانبين سبب كين در . . . ( جاى ميخ است و كلمه‌اى خوانده نشد ) اردو گرديد فى الجمله هديه به رسم نياز سپردهء اصحاب ممتاز سيد كه آمدوشد نموده فرمودند و